|
پنجشنبه 13 تیر 1392 :: 22:54 :: نويسنده : h@mid @gha
پسری دختر زیبا دید وشیفته اش شد چند ساعتی با هم در خیابان قدم زدند یه دفعه یک بنز گران قیمت جلو پایشان ترمز زد دختر به پسر گفت :خوش گذشت اما نمیتوانم به پیاده روی ادامه دهم ..... سپس داخل ماشین نشست راننده به او گفت ببخشید من راننده آقا هستم لطفا پیاده شوید
|
|||||||||||